Mohammadi Afgha

My photo
Mitglied Vereingung zur Verteigung der Menschenrechte im Iran VVMIran e.V. عضو کانون دفاع حقوق بشر در ایران و شبکه مدافعین حقوق بشر ایران

Monday, March 31, 2025

شعر از صادق مبارکی

 به نام یزدان پاک


ای مسلمان اندکی اندیشه از بهر خدا
کی خدا نازل کند احکام پُر قهر و جفا

دائماََ گوئی که الله مهربانُ الراحمین
از چه رو اینجا و آنجا بد کند با ظالمین

او اگر آگاه باشد عاقبت من کافرم
آفریدن را چه حاجت گر که خواهد کیفرم

یا که او را دانش از فرجام مخلوقات نیست
یا اگر داند چنین ظلمی از او در ذات چیست

گر که او گوید که من مختارم اندر کرد و کار
پس نداند عاقبت من کافرم یا رستگار

آن خدایی که ندارد دانش از بدو و ابد
بر چه مبنایی خدای آگه و قادر بُوَد

این خدایی که شما بر در گهش در سجده اید
خالقش خود بوده اید گوئی به چاه افتاده اید

چاه مذهب را نباشد انتها ای با خِرد
چون شوی غافل از آن عمر گرانت میبرد

گر که مذهب آمد از بهر هدایت در جهان
یا که آمد تا کند آگاه ما را از نهان

این تناقضهای فاحش اندر آن از بهر چیست
این خدای پُر غضب را حاجتش در کار چیست

گر کتاب آسمانی سِرّ گیتی وا نمود
در پی دانش دویدن را دگر برما چه سود

این جهان تکلیف گر باشد فقط ذکر و سجود
اینهمه اسرار در گیتی دگر بهر چه بود

گر خِرد داری در اینها اندکی اندیشه کن
این تعصب را رها، علم و خِرد را پیشه کن

گر خدایی باشد و گفتار گر خواهد کند
او نه از موسی نه از عیسی نه از احمد کند

بشنو از بیجان و باجان کائنات و از جهان
دائما  پیغام آید  آشکار و  از نهان

صادق مبارکی

شعری دزد نگرفته پادشاه است

 در کشور ما که مثل ماه است

کلّاً همه چیز روبراه است

قانون و مقررات کشکی ست
اینجا همه چیز دلبخواه است

هر چیز بد و غلط،درست است
هر چیز درست، اشتباه است

هر کرده ی بد ثواب دارد
هر کرده ی خوب هم گناه است

هرجا که نوشته راه،  چاه است
هرجا که نوشته چاه، راه است

چیزی به سرت اگر فرو رفت!
اصلا نگران نشو، کلاه است

چون مورچه می برند یکریز
این روزی خلق بی پناه است

این توده که بر فراز شهر است
مانند غبار!، نصفش آه است

در شهر عجایب و غرایب
کار من و تو فقط نگاه است

دنبال دکل مکل نگردید
پیدا نشود، خدا گواه است

این مصرع زیر مال من نیست
"دزد نگرفته پادشاه است" *


#خلیل_جوادی
* #ایرج_میرا
اجرا: صبا اکبری

Monday, March 10, 2025

تصویری از شجاعت


 این تصویر یک کارکاتور از نتیجه همبستگی مردم و ترس در چشمان حکومت هست. تو این روزها از گوشه کنار ایران خبر کشته شدن قهرمانان وطن به گوش میرسه. اما این آخر راه نیست و فقط کافیه مردم ایران با هم همدل و هم‌صدا باشن و یک چیز را فریاد بزند.

آزادی
اون وقت خواهیم دید که ایران از زیز چنگال این ظالم آزاد میشه و مردم ایران دوباره هوای آزادی را تنفس خواهند کرد.
اما اگر همه بخواهیم.

کاریکاتوری از مبارزه برای آزادی

  



این یک کاریکاتور سیاسی درباره ایران است که استعاره‌ای از مبارزه برای آزادی و سرکوب را نشان می‌دهد. اگر تغییری یا جزئیات خاصی مدنظر دارید، بگویید تا ویرایش کنم.

مبارزات مردم ایذه

 جوانان ایذه همواره در برهه‌های مختلف تاریخی، نماد مقاومت و مبارزه علیه سرکوب و بی‌عدالتی بوده‌اند. این شهر که در استان خوزستان قرار دارد، به دلیل پیشینه تاریخی و فرهنگی خود، همواره روحیه‌ای مبارزاتی و آزادی‌خواهانه در میان مردمش داشته است.


در سال‌های اخیر، ایذه به یکی از کانون‌های اعتراضات مردمی تبدیل شده است. جوانان این شهر، با شجاعت و جسارت مثال‌زدنی، در برابر سرکوب ایستادگی کرده و خواستار حقوق اساسی و آزادی‌های مدنی شده‌اند. حضور پررنگ آن‌ها در اعتراضات خیابانی، استفاده از روش‌های گوناگون برای رساندن صدای خود به جهان و پایداری در مسیر عدالت‌خواهی، از جمله ویژگی‌های این مبارزه است.


با وجود فشارهای امنیتی و سرکوب شدید، جوانان ایذه همچنان به تلاش خود ادامه می‌دهند و نشان داده‌اند که صدای عدالت‌خواهی خاموش‌شدنی نیست. این مبارزه، بازتابی از خواست مردم برای تغییر، رفع تبعیض و برقراری عدالت اجتماعی است.



ابول کور کور

 




هر سال در ایران مبارزان قهرمان می‌میرند چون به تنهایی می‌جنگند. اینها هم مانند قهرمانان و سرداران جاودانه شدند. حیف است ریخته شدن خون این عزیزم . امابدانید جوان مردان کشور اگر روزی ایران دوباره ایران شودنام کوجه خیابانهای ایران را با نام شما رنگین می‌کنیم. روزی این انتظار به پایان خواهد رسید.

بس گُل که در این شکنجه‌گَه پَرپَر شد
بس دیده ز مادران که از خون تَر شد
نفرین به من و تو که چنین خاموشیم
انگار که هنگامه‌یِ مردی سَر شد
تورج آریامنش


#ابول_ کور_کور

شعری از صادق مبارکی

 به نام یزدان پاک


میخ اگر چوبی و در سینه ی آهن رَوَد

دانش و منطق به دلِ کور مسلمان رَوَد


کور دلان نور نبینند و نخواهند دید

کِشت نکردند درخت میوه نخواهند چید


جمجمه هاشان نه درآن مغز که قرآن در اوست

مغز ندارد که بیندیشد و فرمان در اوست


چونکه بخوانی تو ز قرآن و وزآن ظلمتش

نیک بیابی که مسلمان سببِ غفلتش


او به خیالش که فراتر شده از دیگران

اهل جهان غافل و او پیش تراست در گمان


کهنه کتابی که درآن شیوه ی عصیانگریست

خیر نشد حاصل از آن منشا ویرانگریست


اهل تعقل نشود قوم مسلمان مگر

تا که نشیند به دلِ انجمن با خبر


بی خبری مست کند قوم مسلمان چنان

آنکه خورَد خون خلایق که مِی است در گمان


داد از این شیوه اهریمنی و بد دلان

کِی شوَد آزاد وطن از کف دیو و ددان


چاره این ظلمت دیرینه فقط دانش است

زانکه در این دین، جهالت خِرَد و خواهش است


آن دم از این خاک رَوَد دین رذالت به در

تنگ شود عرصه ی مسلم که شود دربه در


پند دهم همچو برادر به تو ای هم وطن

موعظه از قوم مسلمان نَشِنو همچو من


یاوه سرایی که شده عادت این قوم ننگ

مهمل این بی شرفان عرصه ی ما کرده تنگ


دور نگه دار ز خود شرّ مسلمان که او

جهل و خیانت شده او را دگرش خلق و خو


ننگ بر آن روز که آمد به زمین دینشان

لعنت یزدان به پیام آورِ چون دیوشان


چون زنِ کافر شده بر قوم مسلمان حلال

قامتِ هر سَرو از این ظلم شوَد چون هلال


دختر نُه ساله کجا بستر شوهر رَوَد

کیست که با دخترکی راهیِ بستر شود


وای بر آن قوم که شیطان شده معبودشان

خانه شیطان شده هم جسم و همی روحشان


#صادق_مبارکی