زنی شجاع که نشان داد میتوانیم دوباره مانند قمرالملوک وزیری قانون شکنی کرد و در برابر استبداد ایستاد
زنی شجاع که نشان داد میتوانیم دوباره مانند قمرالملوک وزیری قانون شکنی کرد و در برابر استبداد ایستاد
⛔️(شـــعر ممنوع
با خبر! پالان عوض گشتهاست اما خر یکیست
نقش های مختلف دیدیم، بازیگر یکیست
هردو لشکر خون هم خوردند در میدان جنگ
دیر فهمیدند سربازان که سرلشکر یکیست
کشور افتادهست دست آن کسی که پیش او
ارزش خاک وطن با مشت خاکستر یکیست
ای که پشت دزد مال خویش هستی سال هاست
رد پای دزد و قاضی را دمی بنگر، یکیست
پیش رو از دشمنان و پشت سر از دوستان
زخم ها خوردیم از هر سو ولی خنجر یکیست
گفته بودم: «شیخ جلاد است» دقت کن رفیق
پایه های دار ما و پایه منبر یکیست
#مهران_پوپل
⛔️(شـــعر ممنوع
راه ما مقصد باطل دارد
بس كه اين قافله غافل دارد
موج درياست كه من ميبينم
يا سرابي است كه ساحل دارد؟
دور بر دور رسد بينزديك
اين فراق است كه واصل دارد
جمله دنيا بشود پوچستان
گر چنين مزرعه حاصل دارد
جانب عقل گرفتيم اما
شهر ما حاكم جاهل دارد
محتسب آمد و مستان را كشت؟
يا كه اين ميكده قاتل دارد؟
اندك اندك بروند آن هستان
نيستي بس كه فضايل دارد
«آشتي» كرد حذر از فرزند
كاين جهان جنگ قبايل دارد
خانهي دوست نگردد پيدا
بس كه اين شهر اراذل دارد
گشته وارونه چرا اين دنيا
منفعل دعوي فاعل دارد
كاروان رفت و بماند برجا
اين كهن چاه كه منزل دارد
انس از بس كه خموش افتادست
نفرت انديشه ي محفل دارد
پشت ابري است نهان در ظلمت
ماه نو پرده ي كامل دارد
ظرف بشكسته نصيبم گردد
زين تمايل كه به مايل دارد!
شيشه اي بودم و گفتم نشكن
سنگ در سينه مگر دل دارد؟
درد با مرد نشيند آري
مرد با درد مشاغل دارد
راست قامت نشد از بي دردي
سرو هم درد مفاصل دارد!
طي اين مرحله پيرم كرده
بازهم عشق مراحل دارد
حل اين مساله آيد با عشق
سينه حلّال مسايل دارد
خرج كن تا كه تواني جان را
سكه در كيسه چه قابل دارد...
#سید_رضا_آباقی
بی فروغم کرده سنگ بچه های روستا
ریشه ام جامانده در باغی که صدها سرو داشت
کوچ کردم از وطن، تنها برای روستا
آمدم خوش خط شود تکلیف شبها،آمدم...
نور یک فانوس باشم، پیش پای روستا
یاد دارم در زمین وقتی مرا می کاشتند
پیکرم را بوسه می زد کدخدای روستا
حال اما خود شنیدم از کلاغی روی سیم:
قدر یک ارزن نمی ارزم برای روستا
کاش یک تابوت بودم، کاش آن نجار پیر
راهیام می کرد قبرستان به جای روستا
قحطی هیزم اهالی را به فکر انداخته است
بد نگاهم می کند دیزی سرای روستا
من که خواهم سوخت، حرفی نیست، اما کدخدا
تیر سیمانی نخواهد شد عصای روستا..
#کاظم_بهمنی
🔴 اینها معتقد هستند که آهو دریایی دختر علوم تحقیقات اختلال روانی دارد ….!! اینها کسانی نیستند جز بیماران روانی که اسیر خرافات دینی هستند.
ابراز نگرانی عفو بینالملل از انتقال آهو دریایی به بیمارستان روانی. خانم دریایی دختریست که برای اعتراض به خشونت حراست دانشگاه علوم تحقیقات لباس از تن در آورد.
🔴 در چنین وضعیت سخت معیشتی که گریبان هموطنان عزیزمان را گرفته ، رژیم بی کفایت و نادان جمهوری اسلامی مشغول ترقه بازی با اسراییل است.
شما بی کفایت ها و طرفداران پابرهنگان حجاز برای مرگ دبیر کل حزب الله لبنان ، خود را مسئول می دانید ولی برای مرگ تدریجی هموطنانمون هیچ اقدامی نمی کنید.
در ماه پیش بیش از ۵۰ کارگر معدن بخاطر عدم رعایت مسائل ایمنی جانشان را از دست دادند.
چرا هزینه این موشک پرانی ها را صرف مردم فقیر و گرفتار ایران نمی کنید ؟!!
متاسفم بر شما با آن سیستم مدیریت روستایی که برای اداره کشور در پیش گرفتید..!!
به نام یزدان پاک
دوش دیدم به وطن همچو بهار است خزان
بود جشنی که همه دست فشانند ازآن
بیرقی بود که خورشید از آن می تابید
بود شیری که درآن بیرقِ خوش، می غرّید
برق شمشیر ز دستش به زبان آمد و گفت
مژده ای خاک کهن بار دگر ظلمت خفت
بود در اوج، هما مرغ سعادت به فلک
به زمین آمده از عرشِ خدا حور و مَلَک
مطرب از نغمه ماهور به چنگ و به رباب
جملگی سرخوش ازین جشن و هم از باده ناب
دیدم از هر وجب خاک وطن لاله دمید
قاصد خوش خبر از مشرق امیّد وزید
گفت در گوشِ دلم بادِ صبا:مژده ببر
خبر از زندگی و دوره ی آسوده ببر
ظالم از ظلم به مقصد نرسد دل خوش دار
که سر ظالم ازین راه رود بر سرِ دار
تیر آرش شده آزاد و خروشان ز کمان
که نشیند به دلِ اهرمن از قعر زمان
#صادق_مبارکی
اگر جبریل میخواست کسی را پیامبر و با سواد کند چرا شخصی از ایران را انتخاب نکرد. به این شکل دیگر زحمت باسواد کردن پیامبر را نمیکشید.
گزارشی از اعدام دو زندانی در زندان قم
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سحرگاه روز سه شنبه ۸ آبان ۱۴۰۳، دو زندانی در زندان قم اعدام شدند.
هویت این زندانیان، “علی مصطوفی و حسین علی ملکی، هر دو اهل شهرستان ملارد” توسط هرانا احراز شده است.
کانال هرانا
⛔️(شـــعر ☫ ممنـــوعه)⛔️
دریغا کشور ایران! که از جور ستمکاران
در او امن و عدالت را میسّر نیست مأوایی
هزاران نیش باید دید اندر نیّت نوشی
هزاران زهر باید خورد در دنبال حلوایی
نه پیدا خادم از مخدوم و نه مسئول از سائل
نه پیر او بُوَد پیری و نه بُرناش برنایی
بسا جانا که اعدامش بُوَد وابستهٔ میلی
بسا حقّا که بُطلانش بُوَد در دست حاشایی
بدین بیمایگی ایران چنان باشد عزیز من
که گر آید خریداریش نفروشم به دنیایی
#رشید_یاسمی
گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟مجال کو؟
#شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟
پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟
#قیصرامینپور
┄┅─═◈═─┅┄
🔴 #هنر_اعتراضی
روز جهانی مبارزه علیه مجازات #اعدام است. جامعه مدنی ایران سالهاست در حال مبارزه با سونامی اعدام، از جمله اعدامهای سیاسی و عقیدتی است.
طبق آمار، مجازات اعدام منجر به کاهش جرم نمیشود بلکه منجر به گسترش خشونت در جامعه میشود.
طرح و متن: روشی روزبهانی
اتفاقی تلخ در این سرزمین تکرار شد
بار دیگر، در پی یک لقمه نان، جان میدهیم
مرگ آمد، اين معاش ِسخت، بی اِمرار شد
بار دیگر، خواست بابا نان دهد، اما نشد
مادری از داغ، مُرد و همسری بی یار شد
بار دیگر، میچکد خون از دو چشم کارگر
بار دیگر، کار فرما در پی انکار شد
در تب بیگانگان و داغ لبنان، جان به لب
سوختیم و عمرمان صَرفِ غم ِاغیار شد
خانه خاموش است و میتابد چراغِ مسجدی
چشمشان روشن! اگر چشم من و تو تار شد
آنچه مي بينيم را بايست ديد از چشم خويش
ما چنان تاریم کاین آیینه پُر زنگار شد
شوره زاری كه در آن شور درختان، دار گشت
چشمه ها مرداب ماند و هر دری دیوار شد
بس که خوابیدیم، غافل مانده ایم از آفتاب
نیست امّیدی به خورشیدی، مگر بیدار شد!
#فریبا_صفرینژاد
#معدن_طبس
🖤🖤🖤
در دنیا دو نوع دزد وجود دارد
دزدان کوچک که پلیس آنها را دستگیر میکند!
دزدان بزرگ که پلیس از آنها محافظت میکند!
حمایت خامنهای از نوری وزیر آموزش پرورش در مقابل ترس نظام ولایت از قیام و اعتراض معلمان میهن در دوران سرنگونی
ویدیوی اختصاصی دریافتشده از مانهایم آلمان نشان میدهد روز دوشنبه ۱۴ خرداد، مردم با اهدای گل و ادای احترام به پلیس کشتهشده به دست فردی اسلامگرا، یاد او را گرامی داشتند.
پیشتر، پلیس آلمان خبر داده بود مامور پلیسی بر اثر حمله فردی با چاقو به تجمع راستگرایان منتقد اسلام در شهر مانهایم، در بیمارستان فوت کرد.
رسانهها گزارش دادند که مهاجم یک مرد ۲۵ ساله و اصالتا افغانستانی است. وی روز جمعه با چاقو به تجمع گروه «پکس یوروپ» حمله کرد که منجر به زخمی شدن شش نفر شد. او با شلیک پلیس زخمی و بازداشت شد.
گروه «پکس یوروپ» خود را بهعنوان سازمانی معرفی میکند که به مردم در مورد «خطرات ناشی از گسترش و نفوذ اسلام سیاسی» هشدار میدهد.
⭕️تفاوت بین فرهنگ انسانی با فرهنگ اسلامی
قلم چرخید و فرمان را گرفتند
ورق برگشت و ایران را گرفتند
به تیتر «شاه رفت ِ» اطلاعات
توجه کرده کیهان را گرفتند
چپ و مذهب گره خوردند و شیخان
شبانه جای شاهان را گرفتند
همه از حجرهها بیرون خزیدند
به سرعت سقف و ایوان را گرفتند
گرفتند و گرفتن کارشان شد
هرآنچه خواستند آن را گرفتند
به هر انگیزه و با هر بهانه
مسلمان نامسلمان را گرفتند
به جرم بدحجابی، بد لباسی
زنان را نیز مردان را گرفتند
سراغ سفره ها نفتی نیامد
ولیکن در عوض نان را گرفتند
یکی نان خواست بردندش به زندان
از آن بیچاره دندان را گرفتند
یکی آفتابه دزدی گشت افشا
به دست آفتابه داشت آن را گرفتند
یکی خان بود از حیث چپاول
دوتا مستخدم خان را گرفتند
فلان ملا مخالف داشت بسیار
مخالفهای ایشان را گرفتند
بده مژده به دزدان خزانه
که شاکیهای آنان را گرفتند
چو شد در آستان قدس دزدی
گداهای خراسان را گرفتند
به جرم اختلاس شرکت نفت
برادرهای دربان را گرفتند
نمیخواهند چون خر را بگیرند
محبت کرده پالان را گرفتند
غذا را آشپز چون شور میکرد
سر سفره نمکدان را گرفتند
چو آمد سقف مهمانخانه پائین
به حکم شرع مهمان را گرفتند
به قم از روی توضیحالمسائل
همه اغلاط قرآن را گرفتند
به جرم ارتداد از دین اسلام
دوباره شیخ صنعان را گرفتند
به این گله دوتا گرگ خودی زد
خدائی شد که چوپان را گرفتند
به ما درد و مرض دادند بسیار
دلیلش اینکه درمان را گرفتند
مقام رهبری هم شعر میگفت
ز دستش بندتنبان را گرفتند
همه اینها جهنم، این خلایق
ز مردم هرچه ایمان را گرفتند
برای هر کلام شعر هادی
دو تن قند فریمان را گرفتند*
--------------------
* «فریمان» زادگاه من در هفتاد هشتاد سال پیش که پدرم کارگر کارخانه قند فریمان بود.
شاعر: هادی خرسند
سهمیه بندی داروهای اساسی در ایران مانند انسولین قلمی خارجی، باعث به خطر افتادن جان شهروندان مبتلا به دیابت شده است. قلم انسولین ایرانی مورد اقبال پزشکان و بیماران قرار نگرفته است و افراد ناچارند هر ماه به داروخانه های مناطق مختلف پایتخت سر بزنند تا شاید بتوانند بخشی از داروی مناسب را تهیه کنند. داروخانه ها، به میزان محدودی انسولین قلمی خارجی دارند و قیمت اقلام پزشکی ضروری برای این بیماران به شدت افزایش یافته است.
شرایط بحرانی بیماران مبتلا به #دیابت در ایران، به دلیل کمبود و نایاب شدن #دارو تشدید شده است. عدم دریافت #انسولین حتی در یک وعده، میتواند منجر به کما، آسیب به چشم و مشکل خون رسانی به پاهای فرد بیمار شود.
🔹️جانشین فرمانده انتظامی کشور: طبق گزارشی که به ما دادهاند هفت هزار نفر نیروی انتظامی بصورت مستقیم در استانهای شمالی برای کنترل سواحل و تفرجگاهها و ایجاد نظم در سواحل شمال کشور مستقر میشوند.
🔹️مسافران چه زن و چه مرد در سواحل باید به قانون احترام بگذارند و کسی که رعایت هنجارهای قانونی مثل حجاب را نکند جرم مشهود است و وظیفه انتظامی این است که این مسئله را مدیریت کند./باشگاه خبرنگاران
جنگ و دعوای فرشتگان
جبرئیل گفته من از دیگر ملائک بالاتر هستم چون خدا من را خادم علی کرده!
اسرافیل گفته من از دیگر ملائک بالاتر هستم چون خدا من را گهواره جنبان علی قرار داده!
میکائیل گفته من از دیگر ملائک بالاتر هستم چون خدا من را فرستاده تا دو لب علی را ببوسم!
عزرائیل گفته من از دیگر ملائک بالاتر هستم چون برای گرفتن جان باید از علی اجازه بگیرم و بنابراین روزی چند هزار مرتبه جمال علی را زیارت می کنم!
شیشۀ عطریم و در افسوس، بوی رفته را
عشق، برگردان به ما این آب جوی رفته را
یوسفم را گرگ برد و حسرت پیراهنش
پس نخواهد داد نور چشم و سوی رفته را
منّت رسوایی ات را بر سرم نگذار عشق
تا به سر خاکی بریزم، آبروی رفته را
بی حساب امروز دل بازیچه کن اما بدان
میکشد روزی خدا از ماست موی رفته را
هرچه در دنیا دلم پوسید دیگر کافی است
تا نپوسیدم صدا کن مرده شوی رفته را
حسین_زحمتکش
ما تجربه کرده ایم اُردنگی را..
انواع تهاجماتِ فرهنگی را..
در زمره ی دوستانمان داشته ایم
دودی و شراب خواره و بنگی را
ما پای پیاده به زیارت رفتیم
یک فاصله ی هزار فرسنگی را
گفتند اگر چه نیست؛ اما دیدیم
بالاترِ از سیاه ، صدرنگی را
ما اهلِ تحمل ایم و عادت داریم
جین پوشیِ با فاقِ به این تنگی را
ما بازیِ تیمیِ ضعیفی داریم
ما یاد نداریم هماهنگی را
مانندِ وظیفه ای که جوگیر شود
تا تکیه زند منصبِ سرهنگی را
رسوای جهانیم و حمایت کردیم
بی واهمه انتفاضه ی سنگی را
ای وای به ملتی که جز با نفرین
تسکین ننموده رنجِ دلتنگی را
ای وای به حاکمی که با بی خردی
تحمیل کند به مردمش جنگی را...!
مهدی_صادقی_مود
نگار کریمیان، جوان ۲۱ ساله اهل بروجن استان چهارمحال و بختیاری و ساکن اصفهان با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی به شدت مجروح و ساعاتی بعد در اثر شدت جراحات وارده جانش را از دست داد. به گفته یک منبع نزدیک به خانواده کریمیان، این خانواده در حال برگشتن از مراسم خاکسپاری دایی خود در روستای فرسش الیگودرز به سوی اصفهان بودهاند که در محل مذکور نیروهای انتظامی بدون هیچ گونه اطلاعی و یا شلیک تیر هوایی به سوی اتومبیل پدر نگار (پژو ۴۰۵) شلیک میکنند. گلوله پس از شلیک مستقیم به درب کنار راننده برخورد کرده و سپس به پهلوی نگار اصابت کرده و از طرف دیگر بدنش بیرون آمده است. نیروهای انتظامی پس از قتل نگار کریمیان به خانواده وی اعلام کردهاند که اشتباهی به اتومبیل آنها شلیک کردهاند.
جلسه بازپرسی منوچهر بختیاری، زندانی سیاسی محبوس در زندان چوبیندر قزوین از بابت پرونده ای که اخیرا علیه او گشوده شده، امروز چهارشنبه بیست و سوم اسفندماه، به صورت ویدیو کنفرانس در شعبه چهارم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب قزوین برگزار شد. به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جلسه بازپرسی منوچهر بختیاری برگزار شد. در جریان این جلسه که امروز چهارشنبه بیست و سوم اسفند ۱۴۰۲ در شعبه چهارم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب قزوین به ریاست بازپرس بیگدلی برگزار شده، آقای بختیاری از بابت اتهام نشر اکاذیب از طریق سامانه های رایانه ای، به دفاع از خود پرداخته است.
از اول دی ماه سال جاری تاکنون، دستکم سه کودک دارای معلولیت در شهرهای مختلف توسط والدین خود به قتل رسیدند. از میان متهمان، پدر یکی از این کودکان چند روز پس از قتل فرزندش با تودیع وثیقه آزاد شد. به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، از ابتدای زمستان امسال تاکنون، دستکم سه کودک دارای معلولیت در شهرهای مختلف توسط والدین خود به قتل رسیدند. در تاریخ ششم بهمن ماه سال جاری، شهراد چراغی، کودک ۹ ساله دارای معلولیت در شهر مرودشت توسط پدرش به قتل رسید. متهم پس از این واقعه بازداشت شد اما چند روز بعد با تودیع وثیقه آزاد شد.
دردا که خاک ایران کوروش نهان ندارد
از آرش و سیاوش هم یک نشان ندارد
دارا و بردیا هم گویی فِسانه بودند
کیخسرو و فریدون در لامکان ندارد
اسپندیار و رستم سهراب گیو و بیژن
در چاه غفلت ما کس هم گمان ندارد
افراسیاب و ضحاک پر در دیار نیکان
کو کاوه ای که با او دشمن امان ندارد
ایران کنام شیران از ابتدای خلقت
بودست و لیکن اینک شیر ژیان ندارد؟
شد بیشه ی دلیران جای شغال و کفتار
از نقش شیر پرده کس خوف جان ندارد
در هر ندای سهراب فریاد نوش دارو
کاووس از این خیانت ترس بیان ندارد
برپا به کین یاران ما جمله کاوه گردیم
باشد عدو نگوید ری کاویان ندارد
هان در کمان آرش تیر خرد گذاریم
کاینگونه حد و مرزی تا بیکران ندارد
ما وامدار "کوروش" هستیم با همین نام
هر چند مهر تأیید از تازیان ندارد
با یاری "اهورا" ایران ز نو بسازیم
کس ترس ینگه دارد کو باستان ندارد
یک نکته هم بگویم با تازیان گستاخ
شاخاب کهنه ی پارس نامی جوان ندارد
یوسف منزوی
ماه رمضان آید و دکّان ریا باز
گشت ماه گرسنه شدن و ماه کُما باز
گویند : رمضان ماه خداوند عزیزست
امّا به خدا هر طرفی راه خدا باز
گویند : رمضان عافیت روح و روانست
آفات جهان ریخت سر ما و شما باز
گویند : رمضان درک یتیمان خدا هست
امّا پسِ هر روزه خورند نان و غذا باز
گویند : رمضان دور کند قُبح و بدی را
دائم در نفسانی ما سمت خطا باز
گویند : رمضان پاک کند هر گنهی را
توبه بشکستیم و نشد عبرت ما باز
کاش جای نماز خواندن و یا روزه گرفتن
یادی بکنیم یا کمکی بر فقرا باز
کاش جای شریعت همگی یاد بگیریم
مردانگی و معرفت و عشق و حیا باز
ای دوست برو دور بریز جهل و خرافات
شاید نخورد بر سر ما چوب خدا باز
یزدان ماماهانی
دراین ظلمت تاریکی وقت تنگ است
بین عدالت و ظلمت جنگ است
در سکوت عدالت انسانیت کم رنگ است
با هر اذان صبح با مردم ایران اعلام جنگ است
بی تفاوتی در نبود قشر خاکستری رنگ است
در این وسط، مادری برای کودکش، دلتنگ است
رنگین کمان آرزوهایش عجب خوش رنگ است
شاعر: علی_آتشبت
در پاییز امسال شاخص فلاکت در مناطق شهری ایران افزایش یافت؛ در این بازه زمانی بیشترین سطح فلاکت در شهرهای استان لرستان با عدد ۶۴.۲ و کمترین سطح فلاکت در تهران با ۴۴.۵ واحد به ثبت رسیده است. تشدید شاخص فلاکت که ناشی از افزایش تورم و بیکاری است، در شهرهای ۲۵ استان کشور مشهود بوده و نشانگر دشواری وضعیت اقتصادی و کاهش رفاه اجتماعی شهروندان است.
🔴 یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲
شرکت ماهوت ریس واقع در فرعی ۴، میدان ارباب تفضلی شهرک صنعتی صباحی بیدگلی طعمهی حریق شد.
🔴هفت تپه - یکشنبه ۰۶ اسفند ۱۴۰۲
روزی که همه مردم در حال شادی و پخش شیرینی و تبریک به یکدیگر بخاطر اعیاد شعبانیه هستند، این روز برای کارگران (MDF طاهرخانی) به یک روز عزا تبدیل شد. کارگران این واحد صنعتی که از عملکرد ظالمانه مدیریت این واحد به ستوه آمده و در جهت احقاق حقوق خود دست به تحصن زده بودند در دومین روز جهت حضور در شرکت با درب بسته مواجه شده که مدیر این شرکت (طاهرخانی) و دست نشاندهاش (هرمز کاهکش) بدون هیچ پیش زمینه و اطلاع رسانی و در جهت سرکوب و ایجاد رعب و اخلال، دست به این اقدام زده و مانع از ورود پرسنل به شرکت شدهاند. ما کارگران این واحدصنعتی که در این چندسال در اینجا مشغول بوده و از روز اول ساخت تا امروز که شرکت به بهرهبرداری و تولید رسیده حضور پررنگ داشتهایم ، از تمام ادارهجات مربوطه و مسئولین خواستار رسیدگی و حل این مشکلات هستیم
میگویند تاریخ را پیروزمندانه مینویسند. کاش فردای پیروزیمان تاریخ نویسی پیدا میشدکه جنایات این رژیم ضحاک را کلمه به کلمه و سطر به سطر بنویسد. البته دردناک است جنایات بیپایان ضحاک تاریخ را نوشتن. اما بگوئید بنویسند از انقلاب با شکوه 《زن ، زندگی،آزادی》که نام رمزش ژینا مهسا امینی دختر زیبا روی از خته کردستان داشت. بگویید بنویسند که سلاخی کردن خواهران و برادران را با شعار زن زندگی آزادی که لرزه بر اندام حکومت زن ستیز انداخته بود.بگویید بنویسند از جمعه خونین بلوچستان. بگویید بنویسند حتی اگر صفحات تاریخ اشک بریزند برای گرفتن جان وانگار رحمانی ۱۳ روزهمان . کوچکترین قربانی که حاکم ظالم و بچهکش حق زندگی را از او گرفت . امروز اگر وانگار جان زنده بود پا به دوسالگی گذاشته بود. نمیدانم نامش را چه گذارم و چه صدایش کنم . بگویم "پسرم، وانگار شهید کوچکم "یا چه . اما فرزند کوچکم به نفس های پاکن سوگند که تا جان در بدن دارم نامت را فریاد میزنم. میدانم حتی خیلی ها نمیدانن که جان نوزاد ۱۳ روزه را در این انقلاب به دست حکومت گرفته شد. میدانم خون ریخته شدهات از دیدهها پنهان ماند. میدانم نامت را هیچ کس فریاد نزد. میدانم کم کاری کردیم. اما بدان قاطعانه را نه میبخشیم نه فراموش میکنیم . به یاد جاوید نام شهید کوچکمان وانگار رحمانی ۱۳ روزه.
سین اول ؛سقوط
سین دوم؛ سرنگونی
سین سوم؛ سوختن لونه ضحاک
سین چهارم؛ سر بدار شدن سپاهی و بسیجی
سین پنجم؛ سرزمین بدون آخوند
سین ششم؛ سنگ قبر شکسته خمینی
سین هفتم؛ سمفونی پیروزی
این است هفت سین امسال من
من امسال عید ندارم
عید من لحظه انتقام از قاتل ژینا ، حدیث، نیکا ، کیان ، محمدرضا ، مهران و همه هم وطنان شهیدم است
عید واقعی من دل اندکی آرام شده مادران آبان است !!
عید من لحظه ایست که دیگر دایه شریفه بدنبال مزار رامین گورستان های ایران را نگردد
تنها به رسمی دیرینه نوروزتان را پیروز آرزومندم!!
گر زنی آتش بجانم من نمیترسم دگر
تیر دارم در کمانم من نمیـترسم دگر
.
مردمی از اهل ایمان و خرد را دم بدم
در پی خود می کشانم من نمیترسم دگر
.
تا که چون فریاد آزادی به رنگ صبحدم
هست پیدا و نهانم من نمی ترسم دگر
.
همچنان اسفندیارو رستم و سهراب و زال
از تـــبار عاشقانم من نمیــترسم دگر
.
تا زمانی که همه مردم به آزادی رسند
شعر آزادی بخوانم من نمیــترسم دگر
.
تا شود آزاد ایران از ستم های شما
می دهم هستی وجانم من نمی ترسم دگر
.
گر سر سبزم دهد بر باد در راه وطن
تیزی سرخ زبانم من نمیــترسم دگر
.
میخورم سوگند بر آزادی و خون وشرف
تا که شیدای زمانم من نمیترسم دگر.
مهرداد عسگری، نیکان خبازی، علی تسنیمی و بهزاد بهمن نژاد، از کارکنان نشریه “فردای اقتصاد” رسانه تصویری روندهای اقتصادی، روز جمعه بیستم بهمن ماه از ساختمان محل کار خود خارج و به مکان نامعلومی منتقل شدند. این خبرنگاران از روز دوشنبه شانزدهم بهمن ماه در ساختمان تحریریه این رسانه محبوس بودند. به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، چهار تن از کارکنان نشریه فردای اقتصاد به مکان نامعلومی منتقل شدند. مهرداد عسگری، نیکان خبازی و علی تسنیمی از کارکنان استودیوی فردای اقتصاد و بهزاد بهمن نژاد قائم مقام سردبیر این رسانه، پس از آنکه به مدت چهار روز در ساختمان تحریریه این رسانه محبوس بودند، روز جمعه بیستم بهمن ماه از محل کار خود به مکان نامعلومی منتقل شدند.
سال ۴۳، شش ساله بودم که مرا به ساواک قم بردند برای ملاقات با پدرم که در بازداشت موقت ساواک بود؛ در ساختمانی که شعبهی این سازمان به حساب میآمد در خیابان ایستگاه قم. او را برای تأدیب و ترساندن برده بودند، چون رسالهی توضیح المسائل آیتالله خمینی را که پس از خرداد ۴۲ قاچاق و ممنوع شده بود با تکنیک خاص خود در مغازهی کتابفروشیاش عرضه کرده و مخفیانه میفروخت. تکنیک او فوقالعاده ساده بود. آن مرحوم (متوفی به سال ۱۳۵۴) جلد و صفحهی نخست رسالههای چاپ سالهای قبل را تغییر و به نام مرجع تقلید دیگری (مثلاً خویی) درآورده بود و به مقلدین خمینی که سراغ رسالهی او را میگرفتند محرمانه توضیح میداد: اگر چه روی جلد و صفحهی اول کتابی که او در دست مشتری میگذارد ناچار نام مرجع دیگری حک شده ولی متن داخل کتاب به طور کامل همان رسالهی عملیه روحالله خمینی است. این خاطره را گفتم تا روشن سازم، سانسور هر چقدر پیچیده، چند لایه، دشوار و پرعقوبت باشد، به سان «دانش که اگر در ثریا باشد، مردمی از قوم پارس بدان دست خواهند یافت» است. پدران ما که سواد و مهارتهای محدودی داشتهاند، به قدر شجاعت و بضاعتشان بلد بودهاند که چگونه سانسور و اجبار و ممنوعیتهای بی اساس را دور زده و برای رسیدن به علایق، آزادی و کسب و کار خود تلاش کنند.
صفا عائلی، دایی مهسا (ژینا) امینی توسط شعبه یکم دادگاه انقلاب سقز به پنج سال و نیم حبس، دو سال منع خروج از کشور و دیگر مجازات های تکمیلی محکوم شد.به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صفا عائلی، دایی مهسا (ژینا) امینی به حبس محکوم شد. شعبه یکم دادگاه انقلاب سقز به ریاست قاضی جواد مصطفایی اخیرا طی حکمی آقای عائلی را از بابت اتهاماتی همچون مشارکت در اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی و تبلیغ علیه نظام، مجموعا به پنج سال و نیم حبس و به عنوان مجازات های تکمیلی به دو سال منع خروج از کشور و همچنین نوشتن مطالبی در رابطه با نیروهای نظامی-انتظامی جانباخته، محکوم کرده است. صالح نیکبخت، وکیل خانواده امینی ضمن تایید محکومیت آقای عائلی به هرانا گفت که “سه سال و نیم حبس تعزیری در خصوص این شهروند قابل اجرا خواهد بود.”